در ماههای اخیر، همزمان با افزایش تنشها میان واشنگتن و تهران، دولت دونالد ترامپ با استقرار شش فروند بمبافکن رادارگریز B-2 در پایگاه دیهگو گارسیا، تلاش کرد با نمایش قدرت، ایران را وادار به عقبنشینی و پذیرش شرایط جدید مذاکرات هستهای کند. اما اکنون با بازگشت این بمبافکنها به آمریکا، بهنظر میرسد این مأموریت بیش از آنکه تأثیر عملی داشته باشد، یک حرکت نمادین و روانی بوده است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آداک، محمد باقر حاجی زاده فعال اجتماعی طی یادداشتی آورده است: در ماههای اخیر، همزمان با افزایش تنشها میان واشنگتن و تهران، دولت دونالد ترامپ با استقرار شش فروند بمبافکن رادارگریز B-2 در پایگاه دیهگو گارسیا، تلاش کرد با نمایش قدرت، ایران را وادار به عقبنشینی و پذیرش شرایط جدید مذاکرات هستهای کند. اما اکنون با بازگشت این بمبافکنها به آمریکا، بهنظر میرسد این مأموریت بیش از آنکه تأثیر عملی داشته باشد، یک حرکت نمادین و روانی بوده است.
استقرار پرهزینه برای فشار حداکثری
در پاسخ به تنشهای فزاینده با ایران، دولت ترامپ تصمیم گرفت یکی از قدرتمندترین ابزارهای نظامی خود را وارد معادله کند. شش بمبافکن B-2 Spirit—که حدود یکسوم از کل ناوگان B-2 نیروی هوایی آمریکا را تشکیل میدهند—به پایگاه دیهگو گارسیا در اقیانوس هند اعزام شدند. این بمبافکنها توانایی حمل بمبهای فوقسنگین GBU-57 را دارند و برای هدف قرار دادن تأسیسات عمیق زیرزمینی طراحی شدهاند.
هدف اصلی این اقدام، ایجاد فضای تهدید نظامی برای افزایش فشار بر ایران در جریان مذاکرات هستهای بود. ترامپ بارها اعلام کرده بود که اگر تهران حاضر به پذیرش توافقی جدید نشود، با “بمبارانهایی بیسابقه” مواجه خواهد شد.
اهداف مشخص آمریکا از این استقرار
تحلیلگران سه هدف عمده را برای این مأموریت مطرح کردهاند:
۱. افزایش فشار در مذاکرات هستهای: با نزدیک شدن به زمان تصمیمگیری، واشنگتن خواست از طریق قدرتنمایی نظامی، ایران را به کوتاه آمدن در مواضعش وادار کند. آمریکا حتی تلاش کرد واسطه مذاکرات را خودش تعیین کند، اما ایران با این رویکرد مخالفت کرد و در نهایت، پاسخ به نامه ترامپ از طریق عمان ارسال شد.
۲. پاسخ به تحرکات نیابتی ایران: حملات حوثیهای مورد حمایت تهران به کشتیهای تجاری در دریای سرخ، موجب شد آمریکا بیش از ۲۰۰ حمله هوایی در منطقه انجام دهد؛ برخی از آنها با همین B-2ها و علیه تأسیسات زیرزمینی در یمن صورت گرفت.
۳. نمایش قدرت نظامی برای بازدارندگی: استقرار B-2ها حامل پیام صریحی برای تهران بود: آمریکا در صورت لزوم، آمادگی اقدام نظامی جدی را دارد.
پاسخ ایران و تحولات میدانی
در عمل، واکنش ایران به این تهدیدها از جنس عقبنشینی نبود. در سخنان رهبر جمهوری اسلامی، تأکید بر مقاومت در برابر فشارها و تهدیدهای خارجی کاملاً آشکار بود. ایران نهتنها عقبنشینی نکرد، بلکه با رونمایی از پایگاههای زیرزمینی پهپادی، پیامی واضح و متقابل به واشنگتن فرستاد: ایران نیز توان بازدارندگی دارد و برای مقابله آماده است.
در حوزه میدانی نیز آمریکا بهرغم آغاز عملیات نظامی، در ادامه تلاش کرد از شدت درگیریها بکاهد. در نهایت، به درخواست واشنگتن، حملات در دریای سرخ متوقف شد و آمریکا عملاً به برخی از مطالبات غیرمستقیم حوثیها تن داد.
بازگشت نیروها؛ عقبنشینی بدون درگیری
پس از گذشت چند هفته، و بدون آنکه تنش به درگیری نظامی گسترده منجر شود، آمریکا تصمیم به خروج بمبافکنهای B-2 از منطقه گرفت. هر شش فروند این هواپیماها به پایگاههای اصلی خود در آمریکا بازگشتند—نشانهای از پایان مأموریتی که با هدف فشار حداکثری آغاز شد اما در عمل، نتیجه ملموسی نداشت.
قدرتنمایی بدون دستاورد مشخص
تحلیل نهایی از این ماجرا نشان میدهد که آمریکا با این استقرار، بیش از آنکه بخواهد وارد جنگ شود، به دنبال جنگ روانی بود. با این حال، این تلاشها دستاورد چندانی نداشت و حتی در برخی موارد، با واکنش متقابل و محکم ایران روبهرو شد.
در این زمینه، چهار نکته کلیدی قابل توجه است:
۱. آمریکا نتوانست واسطه مذاکرات را تحمیل کند و ایران مسیر مستقل خود را از طریق عمان دنبال کرد.
۲. تهدیدهای نظامی واشنگتن موجب عقبنشینی ایران نشد و تهران با صراحت مواضع خود را حفظ کرد.
۳. آمریکا در برابر تحرکات نیابتی ایران عقب نشست و در نهایت درگیریها در دریای سرخ را به شکل غیرمستقیم متوقف کرد.
۴. نمایش قدرت دوطرفه بود؛ آمریکا B-2ها را به میدان آورد، اما ایران هم پایگاههای زیرزمینی پهپادی خود را به رخ کشید.
۵. خروج بیسروصدای بمبافکنها نشان داد که مأموریت بدون دستیابی به اهداف اصلی به پایان رسیده است.
انتهای پیام/